یک ماهگیه آلا
دختر گلم سلام.عزیزم یک ماه از اومدنت به جمع خونوادمون میگذره.
فدات ماشالا همه چیت خوبه.خیلی اذیت نمیکنی.تو این مدت فقط دو شب نذاشتی تا صبح بخوابیم.وقتیم بیداری بیقراری نداری.بعضی وقتا کاملا آرومی،بعضی وقتام سر و صدا میکنی.وقتی گشنت میشه صدای خاصی از خودت در میاری و همش سرتو تکون میدی و دهنتو رو به یه ور کج میکنی.حتی اگه تو خواب باشیم همینطوری،همش میخوای پشت دستتو بخوری!
از بس بغلت نمیکنیم،(به خاطر داداش آرش) بغلت میکنیم آروم میشی و خوابت میبره.ولی بذاریمت زمین بیدار میشی.
چون شبا دیر میخوابیم همش کمبود خواب دارم.صبح نمیتونم زود بیزار شم،سه تاییمون تا ظهر میخوابیم.همیش نهارمون میفته بعد از ظهر.بعدشم که باز خستمو حوصله شام پختن ندارم!یا نمیدونم چی بپزم.
برای اینکه بتونم به کارام برسم مجبورم شما رو به حال خودت بذارم!چه کنم خوب مجبورم.شما هم بعضی وقتا اینقد گریه میکنی تا خوابت ببره.بعضی وقتام آرومی.بعضی وقتام کمی سر و صدا مینی و میخوابی.
چهارده روزگی بردیمت بهداشت.گفتن سه تا پنج روزگیم باید میبردیمت که من نمیدونستم!ماشالا وزنت شده بود سه کیلو هفتصد و پنجاه.قدت شده بود پنجاه و چهار،دور سر سی و شیش سانت. دفعه بعدیم میشه چهل روزگیت مامانی.
مدتیم هست نفخ داری مامان.شکمت سفت و بزرگ میشه.نرمشت میدم کمی شکمت نرم میشه،الانا دیگه نرمش خیلی فایده نداره.
فدات همون روزی که از بیمارستان اومدیم خونه،از غروبش حس کردیم داره رنگ و روت زرد میشه.روز بعد بردمت بیمارستان،آزمایش نشون داد زردیت چهاردهه!!!دکتر گفت برای سنت زیاده،باید بستری شی.منم حسابی کمر درد داشتم.دکترم برا سونو و دارو نوشت.دیگه بستریت کردیم.تو این مدت داداشی همش پیش بابایی بود.سراغ منو نمیگرفت ولی حسابی بداخلاقی میکرد که همه میگفتن به خاطر نبودن منه.
روز بعدش درجه زردیت همون سیزده بود.دکترت گفت اگه تا فرداش زیر ده بیاد مرخص میشی،وگرنه تا چهارشنبه باید بمونی.اون روز یکشنبه بود.اونجا تو بیمارستان هرچند سخت بود ولی با مادرای دیگه بودیم خوب بود.باهم حرف میزدیم،دور هم میشستیم و از خودمون پذیرایی میکردیم با چیزایی که داشتیم.روز بهد دوشنبه،بیست و هشت صفر بود،زردیت اومد رو ده و نه دهم.یه دکتر دیگه شیفتش بود،مرخصت کرد.شما و چند نفر دیگه رو.ما برگشتیم خونه.ولی متاسفانه دوباره زردیت رفت بالا.شد سیزده.بردیمت متخصص،گفت قطرشو ادامه بدین دو روز بعد آزمایش بدین،اگه رفت بالا دوباره بستری کنین.شنبش بازم رفتیم که همون سیزده بود.خلاصه که ماجرا ادامه داره.چند وقت بعد دوباره رفتیم دکتر،آخه داداشی سرما خورد،برای شما هم آزمایش خون و ادرار نوشت.که با سوند ازت نمونه گرفتن.با کیسه نمیشد.همه چی خوب بود،درجه زردیتم نه بود.خلاصه که گفتن فقد قطره بهت بدم.الانم رنگ چشم و صورتت کمی بهتره،ولی هنوز زردی داره.




یک ماهگیه آلا
